دانای من و بابا

وای بازم واکس.. 4 ماهگی

1392/9/14 13:39
نویسنده : زینب
831 بازدید
اشتراک گذاری

سلام دخترم.. واکسن4 ماهگیت رو هم زدیم..وای از اون شب که چقدر گریه کردی.. به نظرم خیلی از دو ماهگیت سختر بود.. چون بزرگ شده بودی و نمیشد پاهات رو ببندم که هی تکونشون ندی... ولی ماشالله خیلی باهوشی ها... یه چند باری تکون که دادی و جیغت رفت هوا و فهمیدی که درد میکنه تا آخر شب دیگه اون پات رو تکون ندادی و عین مجسمه خشک شده بود... خیلی خندم میگرفت.. البته یه کم تب هم داشتی ولی کم بود و من سر ساعت استامینوفن رو بهت میدادم که تبت بالا نره

 

اینم عکس های 4 ماهگیت

اینم عکس فضولیت که یه دقیقه نمیزاری سرت رو زمین بمونه

پسندها (2)

نظرات (3)

مامی
14 آذر 92 14:59
ای جان قلبونش برم .واییییی خیلی دوستش دارم.خداحفظش کنه.میگن واکسن 4ماهگی که خیلی آسونتره پس چرا اینجوری شد؟
مامان مه رو(تولد یک زندگی)
22 آذر 92 19:58
سلام گل خاله جیگر من اولین باریه که دارم میبینمت کلی قربون صدقت رفتم جیگر نازی واکسن زدی درد داشت؟ اشکال نداره بزرگ میشی در عوضش الهی خدا حفظت کنه وسایه پدر ومادر بالای سرت باشه عاقبت بخیر هم بشی امین
سمانه مامی آرتین
23 دی 92 23:45
سلام عزیزدل خاله هزارماشالله هرروز داری نازتر میشی خانمی.انشالله که همیشه سلامت باشی دختر گلم